تبلیغات
عشق و تنهایی - عشق
عشق و تنهایی
عشق ...

 

 

 

-چقدر هم تنها

-خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
-
دچار یعنی
-
عاشق
-
وفکر کن که چه تنهاست
اگه که ماهی کوچک,دچار آبی دریای بیکران باشد.

...................
......................

و عشق

صدای فاصله ها
صدای فاصله هایی که
-
غرق ابهامند.

-نه,

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر,
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
و او وثانیه ها می روند آن طرف روز.
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند.


|+| نوشته شده توسط تارا در دوشنبه 9 مرداد 1391 و ساعت 10:27 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 10:54 ق.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :