تبلیغات
عشق و تنهایی - نگاه تو
عشق و تنهایی
نگاه تو ...

چشم من چشمه ی زاینده ی اشک

گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب

در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود

شب تهی از مهتاب

شب تهی از اختر

ابر خاکستری بی باران پوشانده

آسمان را یکسر

ابر خاکستری بی باران دلگیر است

وسکوت تو پس پرده ی خاکستر سرد کدورت

افسوس سخت دلگیرتر است

شوق باز آمدن سوی توام هست

اما

تلخی سرد کدورت در تو

پای پوینده را هم بسته

ابر خاکستری بی باران

راه بر مرغ نگاهم بسته ...

 


|+| نوشته شده توسط تارا در چهارشنبه 10 خرداد 1391 و ساعت 11:05 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 10 خرداد 1391 ساعت 11:28 ق.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :