تبلیغات
عشق و تنهایی - صدا کن مرا...
عشق و تنهایی
صدا کن مرا... ...

صدا کن مرا.....

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیب است

که در انتهای صمیمیت خزان می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد

کسی نیست بیا زندگی را بدوزدیم

آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقربک فواره در صفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

بیا گرم کن مرا.

 


|+| نوشته شده توسط تارا در دوشنبه 21 آذر 1390 و ساعت 01:24 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در دوشنبه 21 آذر 1390 ساعت 01:28 ب.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :