تبلیغات
عشق و تنهایی - جرم عاشقی
عشق و تنهایی
جرم عاشقی ...

 

مرا به جرم عشق تو به بیکرانه می برند

جواب هم نمی دهند چه بی بهانه می برند

مرا به جرم عشق تو کشان کشان  روی زمین

کسی نگفت طفلکی کدام خانه می برند

مرا به یاد تو عزیز برای عشق پاک تو

همین برای من بس است که عاشقانه می برند

مرا به جرم عشق و مهر به جرم کشتن عطش

به جرم گفتن دل از تو ظالمانه می برند

مرا بدون هویت از این خانه می برند

نمی برند قلب من که بی نشانه می برند

مرا سکوت لازم است بر این دل سیاه شب

 به جرم این سکوت سرد به تازیانه می برند

مرا به جرم عاشقی به جرم فکرهای خوب

به جرم مهر از این زمانه می برند

مرا به سوی دیگری تو روبه سوی دیگری

دل مرا به عشق تو به جاودانه می برند

 

 


|+| نوشته شده توسط تارا در دوشنبه 21 آذر 1390 و ساعت 12:52 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 09:47 ق.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :