تبلیغات
عشق و تنهایی - ساقی
عشق و تنهایی
ساقی ...

کاش می دیدم ,چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست

آه,وقتی که تو,لبخند نگاهت را

می تابانی

بال مژگان بلندت را

می خوابانی

آه وقتی که تو چشمانت آن جام لبالب جاندار را

سوی این تشنه جان سوخته می گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می گذرد

روح گلرنگ شراب در تنم می گذرد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می کند ,ای غنچه ی رنگین!پرپر!

من,در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

برگ خشکیده ی ایمان را

در پنجه ی باد

رقص شیطانی خواهش را

درآتش سبز!

نور پنهانی بخشش را

در چشمه ی مهر

اهتزاز ابدیت را می بینم

پیش از این,سوی نگاهت,نتوانم نگریست

اهتراز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست


|+| نوشته شده توسط تارا در دوشنبه 19 دی 1390 و ساعت 03:27 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ساعت 07:29 ق.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :