تبلیغات
عشق و تنهایی - پر کن پیاله را.........
عشق و تنهایی
پر کن پیاله را......... ...

پرکن پیاله را

کاین آب آتشین

دیریست ره به حال خرابم نمی برد

این جام ها که در پی هم می شوند تهی....

گرداب می ربایدو آبم نمی برد

من با سمند سرکش و جادوئی شراب

تابیکران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی

تا کوچه های باغ خاطره های گریزپا.....

تا شهر یادها..........

دیگر شراب هم,

جز تا کنار بستر خوابم , نمی برد

هان ای عقاب عشق

از اوج قله های مه آلود دوردست

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

آن جا ببر مرا که شرابم نمی برد

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد

در راه زندگی

با این همه تلاش و تمنا و تشنگی

با اینکه ناله می کشم از دل که آب,آب

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد

پرکن پیاله را ....پرکن پیاله را....

 


|+| نوشته شده توسط تارا در یکشنبه 18 دی 1390 و ساعت 10:03 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 6 بهمن 1390 ساعت 12:04 ب.ظ

نوشته های پیشین
+ ظلمت..
+ تو کیستی!
+ به تو می اندیشم...
+ نشانی..
+ عاشق باران
+ حال من خوب است
+ آفتاب
+ دوست خواهم داشت
+ عشق
+ غم من
+ دلم گرفته..
+ تو می آیی
+ فراسوی مرزهای تنت
+ خدای من چه زیباست؟...
+ زندانی.....
صفحات :